خسته ام ،اما هنوز استوار....

 darkSilverFooter_05.gif

دلم مي خواد بفهمي
.ديروز تا مي توانستم براي خودم و خودت گريه کردم
،ديروز گريستم
براي تمامي روزهايي که گرفتار، خسته و يا عصباني بودم
براي تمامي روزها و تمامي نگرش هايم
براي تمامي لحظاتي که سبب بي حرمتي، بي احترامي و جدايي از خودم شده و
،موجب شده بود، انعکاس رفتار ديگران در من چنان باشد که
.خود نيز همان رفتار را با خودم داشته باشم
،ديروز براي تمام تلاش هايي که کرده بودم تا ديگران دوستم بدارند گريستم
براي تمامي خواسته هايي که ميسرنشد و
براي تمامي کارهايي که فقط به خاطر خشنودي اطرافيانم انجام دادم و بازتاب
.آن در خودم جز خلاء روحي، درد جسمي و خستگي بي حد چيزي نبود
.ديروز گريستم
.چون گاهي جز گريه کاري نمي توان کرد
ديروز گريستم
.به خاطر اين که خيلي دير شده بود و به خاطر اين که وقتش رسيده بود
ديروز گريستم
.به اين خاطر که روحم به تمامي چيزهايي که نيازبود بدانم، واقف بود
.ديروز با تمامي روحم گريستم و او را راضي کردم
.حال بسيار بدي داشتم ا

ديروز گريستم زیرا دانستم که تو نيز به درد من مبتلايی !

/ 3 نظر / 3 بازدید
مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم . ۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم . من يک وبلاگ دارم که تازه درستش کردم ... وبلاگ من تشکیل شده از اخبار و اتفاقات روز دنیاکه خودم بهشون علاقه دارم ... بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون جالبه... و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد برم بنویسید ... از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به وبلاگ من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. وبلاگ من :

ناصر ملائی

من هر روز گریه می‌کنم چون می‌دانم کسی به حالم گریه نمی‌کند. باور کن.

ناصر ملائی

من هر روز گریه می‌کنم چون می‌دانم کسی به حالم گریه نمی‌کند. باور کن.