من از حکایت آشفتگی پرم !  کجاست او که مرا جرات بیان دهد؟!!!!!

دلم می خواد بنویسم چی ؟ چطور مهم نیست . حالم خوب نیست .  حسابی بهم ریختم.

هرگز حدیث غایب حاضر شنیده ای ؟ من در میان جمع و دلم جای دیگر است !!!!!!!امتحانمو ندادم . حوصله دانشگاه رو نداشتم . دلم بد جوری هوای امام رضا رو کرده شاید نزدیک 4 ماهه که نرفتم منی که خیلی تحمل می کردم  و کلاسام و ... نمی ذاشت به 2 ماه نرسیده می رفتم حالا...

امام رضا شما هم دیگه رامون نمی دی نه ؟ گفتی یک بار این آدمو بده رو میارم درست می شه دوبار  و سه باره و... دیدی دیگه جا نداره نه ؟ دیدی دیگه آدم بشو نیستم ...

اما من که به جز شما کسی رو ندارم که واسطه بشه و بگه خدایا به خاطر من این دفعه رو ببخش ... امام رضا من ...

شرمنده ام پرویی مو ببخش . اما نه اینکه همیشه مهربونی می کردی میشه این دفعه هم ...

خیلی دلم می خواد قبل کربلا یه بار دیگه بطلبی و ....

ای طبیب من !

بیمارت بی دوا مانده است !

 هر آغازی پایانی دارد ؛ خواستم اگر یک روز تمام کردم همان‌جایی باشم که شروع شده‌ام