سلام

امروز از روزی که به دنیا اومدم ٢٠ سال گذشته !

دلم می خواد امروز کش پیدا کنه ، نه به خاطر این همه کادو و تبریک نه اصلا یه خورده هم دارم اذیت می شم مجبور شدم گوشی مو خاموش کنم . اما می خوام کش پیدا کنه چون نمی خوام بزرگ تر شم . آخه ....

داشتم یه حساب سر انگشتی می کردم که مثلا تو این ٢٠ سال چیکار کردم . چه قدر زمان داشتم و چه قدر درست استفاده کردم . خیلی نتیجه سنگین بود !

می خوام از امروز درستاستفاده کنم از وقتم . نمی گم تا الان خیلی بد بوده اما خوب حیفه این همه انرژی و استعداد هدر بره !!!

دیروز زبان فرانسه رو هم شروع کردم . یک آش شوله قلمکاری درست شده تو ذهنم بیا و ببین ، می خوام انگلیسی بخونم استانبولی می خونم جان و کن می خونم (can) میدونی که تو زبان استانبولی سی انگلیسی ج خونده می شه و یک سری تغییرات این تیپی فرانسه هم که با یان صرف فعلاش سخته ها ! بیچاره زهرا از دیروز که فرانسه رو شروع کردم شده زهقا ! ولی خوب فرانسه دوست داره قراره با هم بخونیم .

بقیه اش باشه واسه بد

فعلا با اجازه  ا راستی فردا شب تولد حضرت معصومه است می رم قم ان شاء ا...

منتظرم

یا حق