هوا سرد است

زمين سرد است

زمان نامرد نامرد است

شكوفه در دل آوندها خواب تو را مي بيند اي ناجي !

هوا ابريست ............ دلتنگ است

........ و چشم آسمان از مرگ باور هاي دوشينش غبارآلود و بي رنگ است

شقايق هاي عاشق را به يغما مي برد

بيداد طوفان زمستاني

............. و پرپر مي شوند گلبرگ هاي نازك اميد ...

نگاه ياس غمگين است

شفق مي پرسد آيا دوست مي آيد ؟

و من مي دانم او يك روز مي آيد - بالاخره يه روز *يه شب! * مي آيد -

.... و مي بوسد شقايق هاي عاشق را

و با لبخند شيرينش ميان غم ها لاله مي كارد