سلام بر حسین و بر علی بن حسین و بر اولاد حسین و بر اصحاب حسین !

سلام بر محرم حسین بر بیرق ها و علم های برافراشته ی عزای حسین .سلام بر دردانه حسین .سه ساله زمین گیر .حسین سلام بر خواهر کمر شکسته حسین .سلام بر  قمر بنی هاشم .سلام بر اشک های روان و دل های شکسته و بی تاب ...

سلام بر تشنگی سلام بر صحرای کربلا بر مسافران خسته شام .بر معجر .بر علی اصغر بر علی اکبر  سلام بر حکایت جانسوز حسین سلام بر خیمه گاه به آتش کشیده شده.بر مرد مردان عالم .مرد بی دست .بر فرات بر ...

سلام بر آب !

آسمان تاب نیاورد از این حادثه و خمود ! کل مکان و زمان و هست و نیست را برای تو آفریده اند!برای پنج تن ! و آب را دریغ کردن چیزی که از آن تو بود جدای سهم انسان بودنت ...تمام هست را به ملاقات خدا کشاندی تا صحرای کرب و بلا !علم افراشتی از برای امر به خوبی و نهی از بدی؟

در عوض جه نصیبت شد ؟‌جر  مسلمان نما هایی چون من که بر بی آب کشته شدنت  می گرید؟و هیهات من ذله را به سخره گرفتیم و زیر بار هر ننگ و ظلمی رفتیم ؟دین مان را به قیمت هیچ به دنیایمان فروختیم و محرم به محرم فریاد زدیم کاش بودیم در کربلا و به یاری ات می شتافتیم ... که خوب شد نبودیم آبرویمان می رفت. ما که اهل فروش دینیم چه فرق برایمان چه کربلای سال 61 هجری قمری چه شهر و دیارمان در سال 1433 هجری قمری؟

حسین !

چه بگویم ؟ بگویم دوستت دارم  نمی شود چون معرفت نیست !حس است حسی خوب و آرام بخش به خوبی که به خوب مطلق بسیار نزدیک است ...مثل آنروز ها بگویم چله نشسته ام و زیارت عاشورا می خوانم که به هیچ ترین آرزوهایم برسم ؟

نه !

امروز از زیارت عاشورای تو می ترسم ! می ترسم از اللهم اجعل محیای محیای تو می ترسم ! نکند سیل بلا ها و غم های زندگی تو به حیات من برسد .می ترسم که من چون تو مرد روزهای سخت نیستم . من فرشنده ام .لحظه ای خطر مرا بس که تمام هست خود به یک اشاره فروشم .

حسین !

از تو هیچ نمی خواهم ولی مردی را اینست که نخواسته و طلب نکرده فقیر را سائل را بی نیاز کند!

فقیر به تو تمسک جستم !تا مرا چنان که شایسته خودت هست بی نیاز کنی نه چنان که شایسته من !‌

یا حسین ....باقی را تو بخواه ....